كتاب حاضر تحت عنوان "مردمشناسي پزشكي حقوقي" از كتب مهم در زمينه مردمشناسي زيستي است.
مردمشناسي پزشكي حقوقي يكي از شاخههاي كاربردي و كمتر شناخته شدهي مردمشناسي در ايران است. در گذشته اين رشته، شاخهاي از انسانشناسي زيستي(فيزيكي، جسماني) كاربردي به شمار ميرفت ولي امروزه بهعنوان رشتهاي جداگانه داير گرديده است و در كنار همكاري با جنبههاي نظري انسانشناسي و انسانشناسي پزشكي حقوقي، براي تحقيقات جرمشناسي نيز بسيار مهم و حياتي بهشمار ميرود.
مردمشناسي از جمله رشتههاي مرتبط با ابعاد مختلف زندگي انسان است و در واقع امروز در جهان عنصري از زندگي انسان نيست كه جدا يا دور از مطالعات مردمشناسي يا انسانشناسي قرار گيرد.
مطالعات انسانشناختي در ابعاد فرهنگي و زيستي كمك معناداري به شناخت زندگي انسان كرده است. امروزه كساني كه با خصوصيات انسان سر و كار دارند، سعي بر آن دارند تا با بهكارگيري اين صفات، شناختي معنادارتر از او عرضه بدارند، به ويژه وقتي كه حيات انسان به پايان ميرسد و پزشكان و حقوقدانان به بررسي موضوعات مورد نظر خود ميپردارند، چنين مطالعات انسانشناختي حلال مشكل ميشود. بدينطريق علاوه بر تلاشهاي پزشكي و حقوقي مطالعات انسانشناختي نيز در اين زمينه موثر واقع ميشود.
كتاب حاضر تلاش در جهت معرفي موضوعات مربوط به رشته انسانشناسي پزشكي حقوقي است كه به مطالعهي هويت، اسكليت و استخوانهاي كم و بيش باقيمانده از انسان ميپردازد و مورد ياد شده مورد بحث و بررسي قرار ميگيرد.
بازنمايي پرسشهاي كه متناسب با نسانشناسي پزشكي حقوقي هستند بهصورت جزييتر از طريق هويت جنسي استخوانهاي گوناگون تعقيب ميشود. در كنار تشريح كالبدشناسي جمجمهاي و كالبدشناسي لگني، استخوانهاي غير جمجمهاي براي تشخيص جنسيت اسكلت مورد بحث قرار گرفته شده است. اين بخش در مورد
هويت جنسي با برآورد كردن و تخمين دربارهي سن به موفقيت بشري نزديك ميشود.
همچنين در اين كتاب توجه خوانندگان را نسبت به موضوعات انسانشناسي پزشكي جلب ميكند و آنها را متوجه تفاوت ظريف اين حوزه با فعاليتهاي پزشكي حقوقي ميگرداند و در نهایت اَن ها را متوجه نقش انتظارات و وظایف متخصصانش می کند.

