دكتر سهيلا شهشهاني:
«سال اتحاد ملي، اتحاد ميان انسانشناسان را ضروري ميسازد»
شناخت هر قوم نيازمند شناخت اقوام پراكنده در جهان است.
دكتر سهيلا شهشهاني، دبير كنفرانس نظريههاي نوين انسانشناسي درباره اقوام ملي، در اين همايش، قرن بيست و يكم را قرن انسانشناسي دانست و افزود: انسانشناسي تطبيقي با تغيير نگرش فرد درباره جامعهاش ميتواند به تطبيقي فكر كردن او بينجامد و روشنگر باشد.
شهشهاني با اشاره به اينكه هيچ رشتهاي نميتواند به اندازه انسانشناسي، به مردم درباره خود و ساير فرهنگها بياموزد گفت: چندزبانگي و چند فرهنگي بودن نشانه قدرتمندي و تعامل است و شناخت ساير اقوام و فرهنگها به شناخت جامعه خود ميانجامد.
وي افزود: سال اتحاد ملي، علاوه بر اتحاد ميان اقوام، اتحاد ميان انسانشناسان را ميطلبد و برگزاري اين همايش گامي مؤثر در اين خصوص است.
شهشهاني هدف از برگزاري اين همايش را طرح نظريههاي نوين درباره اقوام و ايجاد علاقه براي بينرشتهاي كردن انسانشناسي دانست و توجه به روش تحقيق در كنار نظريههاي انسانشناسي را بسيار ضروري برشمرد. دبير كنفرانس نظريههاي انسانشناسي در ادامه افزود: تحقيق درباره اقوام با تحقيق انسانشناسي همراه بود و تحقيق درباره مردم دور دست مساوي با تحقيق اقوام است.
وي اضافه كرد: قوم را به معني مجموعهاي متشكل از زبان، اساطير، تاريخ، مذهب، نسب مشترك، خوراك و پوشاك ويژه در يك كل فرهنگي مشترك و در طول زمان ايستا در نظر ميگيرند اما امروزه ديگر هيچ قومي با اين تعريف همخواني ندارد. نميتوان تعريف تايلور از فرهنگ را پذيرفت و آنرا كلي به هم پيوسته دانست، چرا كه هر كل متأثر از بيروني بسيار دور است كه شناخت هر قوم را نيازمند شناخت اقوام مختلف ميسازد.
پروفسور اريكسون:
«تفاوتهاي فرهنگي، به خودي خود، ايجاد تنش نميكند»
براي شناخت خود ابتدا بايد ديگران را شناخت.
پروفسور تومسا هايلند اريكسون، استاد دانشگاه اسلو و دانشگاه آزاد آمستردام، در همايش علمي نظريههاي نوين انسانشناسي درباره اقوام ملي، با ارائه سخنران دربارة «هويت قومي، هويت ملي و درگيريهاي گروهي: اهميت تجربيات شخصي» با تاكيد بر شناخت ديگري افزود:
روش انسانشناسي تطبيقي براي از ميان ردن سوءتفاهم درباره هويتها مؤثر است و به شناخت خود ميانجامد.
وي گفت: تفاوتهاي فرهنگي به خودي خود سبب تنش نميشود و درك از آن است كه درگيريهايي متعددي به دنبال خواهد داشت.
اريكسون، با اشاره به تمايل اقدام براي نشان دادن هويت قومي خود در جامعه گفت: اسلو، پايتخت نروژ، جامعهاي ناهمگن و متنوع از اقوام پاكستاني، ايراني، سومالي و... است كه نروژ را جامعهاي «چند فرهنگي» كرده است.
وي ضمن صحبت از آنچه جامعه و افراد آن را به عنوان ما (we) تعريف ميكند افزود: زبان مشترك، وفاداري به دولت، پوشاك و ارزشهاي مشترك از جمله ويژگيهاي يك گروه است كه به آنها هويت مشخصي ميدهد. نروژيها، طي يك دوره خواستار نروژي كردن ساميها شدند و اين امر در قالب مسيحي كردن آنان نمايان شد. در اين ميان ساميها با توصل به فرهنگ، تاريخ، موسيقي و فولكلور خود، هويتشان را تعريف كردند.
پروفسور اريكسون، تأكيد بر ابعاد خاص هويت ملي، از جمله هويت مذهبي، هويت منطقهاي، هويت جنسيتي و... را ويژگي اقوام در شرايط زماني و موقعيتهاي گوناگون دانست و با طرح سؤالاتي در خصوص نحوه زندگي آرام و بدون درگيري اقوام در كنار يكديگر، سخنراني خود را ادامه داد.
وي در اين خصوص با ارائه مثالهايي از يوگوسلاوي، اقوام هندي و فيجي، تعريف هويت و نحوه زندگي اقوام را مورد بررسي قرار داد و مسئله هويت و فرهنگ را از قوميت و فرهنگ متمايز دانست.
اريكسون، شروع كشار قومي توسط صربها را براي دستيابي به منابع بيشتر، عامل ايجاد اختلاف ميان اقوام و تقويت قوميت بر شمرد و دسترسي به مناع توسط قوم فيجي را در مثالي ديگر، مورد بررسي قرار داد. وي اختلاف ميان هندوها و مسلمانان در هند را نمونه ديگري از تنش ميان اقوام دانست و با اشاره به سه گروه فيجيها، يوگسلاوها و هندوها، موقعيت يك قوم به عنوان «قوم تازه وارد» را مورد ارزيابي قرار داد.
چرا كه در هر سه گروه، يك قوم به عنوان قومي تازه وارد معرفي شده و اسباب تنش را در يك ناحيه فراهم ميكند كه در اين ميان هويت و قوميت آنرا تشديد خواهد كرد.
پروفسور اريكسون همه جوامع را چندفرهنگي خواند و صحبت از تفاوتها و درجه و ميزان اين تفاوتها در ميان اقوام ضروري و اجتنابناپذير دانست.
وي با بيان اين نكته كه «چگونه ميتوان زندگي اقوام در زير يك پرچم را ممكن كرد و تضادها را با هم آشتي داد»؟ به سخنراني خود پايان داد و اظهار اميدواري كرد اقوام در كنار يكديگر زندگي مسالمتآميز داشته باشند.
در كارگاه علمي نظريههاي انسانشناسي درباره اقوام ملي مطرح شد:
«قزاق كيست و چه هويتي دارد؟»
دكتر كاترين آلكساندر، استاد انسانشناسي دانشگاه لندن، با طرح اين سؤال كه «قزاق كيست و چه هويتي دارد؟» در همايش نظريههاي انسانشناسي درباره اقوام ملي حضور يافت و اقليت قومي قزاق در آلماتي، پايتخت سابق قزاقستان را مورد بررسي قرار داد.
دكتر آلكساندر با اشاره به جدايي و استقلال قزاقستان از شوروي در سال 1991، با اشاره به تفاوتها و شباهتهاي قزاقها از مردم شوروي، خاطرنشان كرد: قزاقها افراد همگني نيستند و به طور مثال نخبگان قزاق با شباهت به جامعه شوروي، تعريف هويت قزاق را دچار مشكل ميسازند.
وي افزود: اهميت زبان سبب شد تا اصطلاحات كوچه بازاري و جوكها در ميان مردم، گروههاي مختلف قومي را از يكديگر متمايز سازد و اين جوكها بيشتر براي قزاقهايي ساخته شود كه از كشورهاي ديگر ميآيند يا مدت كمي در خارج از كشور اقامت داشتهاند.
الكساندر با تأكيد برا اينكه «قزاق واقعي كيست» از گروهي موسوم به oralman (اُرال مَن) در قزاقستان نام برد كه به عنوان گروهي اقليت، در پي مشروعيت و هويت خاص خود هستند.
وي افزود: ارال من، قزاقهايي را در برميگيرد كه به دليل فشارهاي حاكم بر كشورشان، از شوروي مهاجرت كرده و ساكن آنجا نيستند.
اعتراض مردم در خصوص حق و حقوق و امكانات رفاهي در نظر گرفته شده براي ارال منها و همچنين شايعه تسخير حقوقشان توسط حكومت، نوعي برداشت قومي از آنها را به نمايش ميگذارد.
در حاليكه ارالمنها خود را داراي هويت و حق در اين سرزمين دانسته و به لحاظ خوني آنرا سرزمين مادري خود ميدانند. بنابراين عليرغم حضور اندك قزاقها به عنوان يك قوم در قزاقستان، از آنجا كه بيشتر مشاغل در دست آنان است، ارال منها توانايي ارائه تصويري تحصيلكرده و نخبه از قزاق را ندارند.
دكتر شيباني:
«غذا، عاملي پويا براي نشان دادن تغييرات فرهنگ است»
نمادهاي فرهنگي خاص در ميان اقوام گوناگون براي متمايز كردن آنها از ديگر اقوام به كار ميرود.
دكتر ثريا شيباني – ترماين، استاد دانشگاه آكسفورد و مترجم اولين كتاب انسانشناسي در ايران به زبان فارسي، با بيان مطلب فوق گفت:
درك و معنادار كردنت فرهنگ يك قوم توسط انسانشناسي ممكن ميشود.
وي كه به مطالعه غذا به عنوان يك نماد هويت قومي در مالزي پرداخته است با اشاره به اهميت غذا در ايجاد تمايز و تشخيص هويت فروشندگان اغذيه در مالزي، گفت: سه قوم چيني، مالايي و هند و در مالزي از سيستمهاي حمايتي متفاوتي برخوردارند و در كنار خيابانها به فروش غذا ميپردازند.
شيباني با تأكيد بر نقش اجتماعي و سياسي اين دكهها و فعاليتهاي غيرقانوني آنان افزود: خوراك ميتواند بازتاب هويت قومي باشد و اقليتهاي قومي در جوامع مختلف از طريق خوراك خود را هويتمند ميكنند.
وي نياز جوامع به متفاوت كردن فرهنگ اقوام متعدد را ضروري برشمرد و گفت: تمايزات فرهنگي در سازمانهاي پيچيده اجتماعي، مناسك و باورها و... هويدا ميشوند. خوراك مظهر عقايد مربوط به يك قوم و معرف محيط زيست، ميزان دسترسي به مواد غذايي، عقايد مذهبي، انعكاس سازمان اجتماعي، برتري يك گروه نسبت به گروه ديگر، روابط بين نسلها، جنسيت، ثروت و قدرت است و تمايز يك گروه از گروه ديگر را ميسر ميسازد.
شيباني گفت، خوراك تنها يك بازتاب نيست، بلكه عاملي پويا براي نشان دادن تغييرات فرهنگ است. اين استاد دانشگاه آكسفورد با ارائه روش تحقيق كار خود و اشاره به روشهاي ميداني، استفاده از ارقام و نفوذ به درون مردم از طريق افراد كليدي، اهميت اعتماد در انسانشناسي را مهم برشمرد و اضافه كرد:
بررسي اينكه در برخي فرهنگها چه چيز باعث ميشود افراد و اقوام مختلف ناگهان احساس كنند بايد متفاوت شوند، ضروري و پراهميت است. در كشور مالزي با استقلال يافتن از سال 1957، ميان مالاييهاي مسلمان و چينيها تنش ايجاد شد و اين امر خود را در دكههاي غذافروشي و تمايز هويتي اين اقوام نشان داد.
وي در ادامه با اشاره به خصوصيات دكههاي غذافروشي در مالزي، اين مكانها را محلي براي انجام كارهاي مختلف، محل همسريابي، قاچاق، قمار، فروش موادمخدر و مكاني براي پيوندهاي اجتماعي دانست و افزود: در نهايت چينيها با در خطر ديدن وضعيت اقتصادي خود در اين كشور، هويتشان را در غذا نشان دادند و در حفظ موقعيت برتر خود در بخش اقتصادي تلاش نمودند. به طوريكه با جمله «ما چينيها زياد غذا ميخوريم» كه در واقعيت صحت نداشت، هويتشان را آشكار كرده و فرهنگ برترشان را در غذا، نمادين نمودند.
دكتر لوران بازن، رييس انجمن انسانشناسي فرانسه:
«مدرن كردن كشورها، عامل شكلگيري هويت بر مبناي قوميت است»
بررسي ساختار ضد ديگري در فرهنگهاي مختلف بايد در تاريخ حوزه مورد بررسي قرار گيرد.
دكتر لوران بازن، رييس انجمن انسانشناسي و مركز تحقيقات ملي فرانسه، روز گذشته در همايش نظريههاي انسانشناسي درباره اقوام ملي با بيان اين جمله، چگونگي بازتوليد يا اختراع سنتها را در جوامع گوناگون مورد بررسي قرار داد.
وي با اشاره به دو شكل اصالتگرايي و ساختگرايي در طرح پرسش و شيوه مردمنگاري افزود: نوعي نگاه در انسانشناسي به صورت كلاسيك، اقوام و توصيف آنها را در برميگيرد، كه اين روش، تاريخ و زمان واحد قومي را نقض نميكند اما تأثيرات آن را مورد بررسي قرار نميدهد.
لوران بازن با ارائه مفهوم جديد «قوم شدگي» به عنوان اقوامي كه با در مقابل ديگري قرار گرفتن، به تازگي خود را قوم مينامند گفت: اينكه چه مسئلهاي سبب قومشدگي و ايجاد قوم جديد ميشود در انسانشناسي از اهميت بالايي برخوردار است. وي افزود: در بحث ساختارگرايي، اقوام خود را بر مبناي جايگاه اقتصادي و سياسيشان تعريف ميكنند. در اينجا موضوع انباشت اطلاعات نيست بلكه توصيف انسان در رابطه او با ساختار سياسي _ اقتصادي مشخص ميشود. بازن با اشاره به وجود هميشگي سنتها گفت: باز توليد دوباره سنتها در زمان رخ ميدهد و ما گاهي از درون يا بيرون دست به باز توليد آن ميزنيم. كه در اين صورت وسيله ابراز هويت و معنايابي يك قوم خواهد شد.
وي مدرن كردن كشورها طي دهههاي بيست تا هفتاد را عاملي مهم در شكلگيري مفهوم هويت بر مبناي قوميت را سنت و به كمرنگ شدن راههاي ديگر هويتيابي مانند " توصيف خويشتن" طي اين دههها اشاره كرد.
بازن تعريف هويت بر مبناي قوميت، وسيلهاي براي ابراز اعتراض و انتقاد به وضعيت دولت عنوان كرد و تغيير ايدئولوژي حكومت به ايدئولوژيهاي قومي_ ملي را وسيله مناسبي براي كنترل اين انتقادات دانست.
وي تصريح كرد: ضد خارجي بودن (xeno phobia) در انسانشناسي به موضوعي مهم تبديل شده و ساختار ضد ديگري بايد در تاريخ مورد بررسي قرار گيرد. و اين امر به جايگاه بنيابيني انسانشناسي بين جامعه خود و ديگري و ترجمه فرهنگ ديگري براي جامعه خود ممكن ميشود.
اينكه مردم چگونه زندگي ميكنند، ميانديشيند و چه معنايي به پديدهها ميدهند از اهميت بالايي در انسانشناسي برخوردار است و اين علم را در برخورد با روشهاي مختلف موفق ميدارد.
پرفسور نيگ شن منيگ :
«هويتپذيري ذهني، عامل مهم ايجاد مرزهاي قومي است»
پرفسور نيگشن منيگ، رييس علمي دانشگاه اقوام بيجنيگ چين، به ارائه گزارش از اقوام "اوليغور" و "هان" در ايالت شينجيانگ چين پرداخت.
وي با طرح اين سئوال كه چرا گروههاي قومي مختلفي داريم و ضرورت وجود قوميت چيست گفت: مشخصات فرهنگي عيني و هويتپذيري ذهني دو محتواي مهم در تعريف و بررسي قوميت هستند.
شنمنيگ، هويتپذيري ذهنيگروههاي مختلف را عاما مهمي در ساختن مرزهاي قومي دانست و با اشاره به اهميت منابع اقتصادي و سياسي و دسترسپذيري به آن، گفت: كشمكش بر سر اين منابع اثر چشمگيري بر روابط بين دوگروه قومي دارد و سبب ايجاد تنش ميان آنان ميشود.
وي قوميت را نه تنها در ارتباط با فرهنگ بلكه در ارتباط با سياست عنوان كرد و گفت: قوميت نه تنها شامل نمادگرايي و احساسات و افكار هويتهاي فرهنگي مختلف است بلكه منابع مادي را نيز در بر ميگيرد.
پرفسور شن منيگ خاطرنشان كرد: ديدگاه اقليت و اكثريت درباره روابط بين گروههاي قومي متفاوت است و نخبگان در اين ميان از فرصتهاي مناسبتري براي بيان عقايد و در نتيجه تأثيريگذاري بر جامعه برخوردارند.
وي پنجاه سال اخير در تاريخ چين را بهترين دوره در روابط بين قومي چين دانست و كاوش درباره مشخصات روابط قومي ميان دو قوم اويغور و هان در سينكيانگ چين را شاهد اين مدعا عنوان كرد.
پرفسور شنمنيگ، با بيان اينكه پژوهش متخصصان خارجي در نمونهگيري اين دو گروه از عمق زيادي برخوردار نبوده افزود: انجام تحقيق با ارائه دو هزار پرسشنامه در اين دو قوم در سينكيانگ نشان داد روابط بين چينيها و اويغورها با ثبات و مطلوب است.
از اين رو آنچه تصور ميشود درباره اين دو قوم و تنشهاي آنان صحت ندارد و ارزيابي روابط ميان آنان، نشان ميدهد اين دو گروه نسبت به مسائل مذهبي، عقيده افراد درباره سياستها اجرايي دولت و بيشتر ارزشهاي هويتي يكديگر ديدگاه مسالمتآميزي دارند و اين هويتپذيري ذهني است كه اقوام را در تنش يا تعارض با هم معرفي ميكند.
وي با تأكيد براينكه هويتپذيري ذهني عامل موثري در شكلگيري مرزهاي قومي است گفت : اين دو قوم در ناحيه سينكيانگ چين با مشخصات فرهنگي عيني خاص خود در در كنار هم زندگي ميكنند و هويت خود را از خلال ارزشهاي هويتي متمايز ميكنند.

دکتر طه هاشمی

مرتضی رضوانفر

دکتر سهیلا شهشهانی

پروفسور توماس هایلند اریکسن

پروفسور ینگ شن مینگ

دکتر کاترین الکساندر

دکتر لوران بازن


دکتر ثریا شیبانی ـ ترماین

دکتر حسین احمدی

دکتر احسان هوشمند

دکتر عبدالمجید نبوی


دکتر کریستیان برومبرژه
نمایشگاه پوشاک و کتاب

نمایشگاه کتاب

بازدید از پژووهشکده مردم شناسی

بازدید از پژوهشکده مردم شناسی
جلسه پرسش و پاسخ

